مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
246
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
قال الجزريّ وابن الصّبّاغ المالكيّ : إنّ يزيد سيّر مع أهل بيت النّبوّة رجلًا أميناً من أهل الشّام وأوصاه بهم ومعه خيل ، يسير بهم إلى المدينة .
--> خدمت ما دريغ نداشت . أو را به صلات سنيه وجايزهء بهيه 2 خشنود بايد نمود . » زينب فرمود : « امروز ما را بر أموال واثقالى فره 3 وزر وسيمى سره دسترس نيست ؛ الّا آنكه از حلى وزيور خود چيزى به أو عطا فرستيم . » پس از دست أو رنجن وياره 4 وخلخال ومرسله وقلادة مبلغى فرآهم آورده ، بدو فرستادند وپيام دادند كه : « اين اشيا دستمزد بعضي از پايمردىهاى 5 تو است . » نعمان بن بشير گفت : « اگر من تقديم اين خدمت از بهر دنيا كردم ، به كمتر از اين عطا شادخاطر بودم ؛ لكن من قربت وقرابت شما را به رسول خدا نگران بودم وخدمتگونه مىنمودم . » وآن اشيا را مسترد ساخت 6 وأهل بيت را سلام فرستاد وطريق مراجعت پيش داشت ورهسپار شد . 1 . مناقل ، جمع منقل ( چون جعفر ) : راه ميان كوه . افرا : بسيار . 2 . سنيه : عالي . بهيه : درخشان . 3 . فره ( به كسر فا وفتح را از مادة وفر ) : وافر ، بسيار . 4 . ياره : دستبند طلا يا نقره وبه معنى گردنبند هم آمده است . 5 . پايمرد : مددكار ، ياور . 6 . پس داد . سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السلام ، 3 / 176 - 177 در إعلام الورى مسطور است كه نعمان بن بشير در مصاحبت أهل بيت عليهم السلام مأمور شد وايشان را شبها راهسپار داشتى وخود از ايشان دور بودى وهيچ غفلت نداشتى وهر وقت فرود شدند ، دورتر از ايشان فرود آمدى وچون حارسان ، از كنارى جاى گرفتى ويكسره بانهايت ملايمت ورفق كار كردى تا به مدينه رسيدند . وابناثير وصاحب اخبار الدول وشيخ مفيد نيز به همين تقريب سخن كردهاند ودر ناسخ التواريخ وأغلب كتب معتبره نزديك به اين صورت مرقوم شده است ونوشتهاند كه چون در نزديكى مدينه در مكاني شايسته فرود شدند ، خيمهها برافراختند . 1 فاطمه دختر علي بن أبي طالب با خواهرش زينب سلام اللَّه عليهما گفت : « نعمان بن بشير انصارى . . . . » وبه قولي گفت : « اين مرد با ما نيكى كرد ودر طريق خدمت از هيچ زحمتى دريغ نداشت . آيا چيزى باشد كه در صلهء أو به كار بنديم ؟ » زينب فرمود : « سوگند به خداى كه با ما چيزى نباشد تا در صلهء أو دهيم . مگر از حلى وپيرايهء خويش بدو عطايى كنيم . » 1 پس ، دستبند وياره ومرسله وقلادة مبلغى فرآهم آوردند وبدو بفرستادند ومعذرت بجستند . نعمان آن جمله را بازپس فرستاد وعرض كرد : « اگر اين خدمت كه نمودهام ، در طمع مال دنيا بود ، البتة مرا كافى بودى ؛ لكن سوگند به خداى ، من جز براي خشنودى خدا وقرابت شما با رسول خدا اين كار نكردم . » صاحب فصول المهمة نيز به همين تقريب مسطور نموده است . 1 - 1 . [ قريب به مضمون اين مطلب در ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 258 تكرار شده است ] . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب عليها السلام ، 2 / 519 - 520